ژژژژژژژژژژژژیپ
 
قالب وبلاگ
هی یادش بخیر
یه شب تو خوابگاه ساعت 3 چندتا از بچه کاسه گدایی گرفتن دستشون تو بقیه اتاقا یه چیزی میگرفتن..تخم مرغ..سیب زمینی...پیاز...نون...رب...روغن...نمک..
تلاش نیم ساعته منجر به :
8 عدد تخم مرغ

2 عدد زیب زمینی
1 عدد پیاز تازه شروع کرده بود به جونه زدن

10 تا نون نصفشون مورد امنیتی داشتن میتونستن به جرم حمل سلاح شیمیایی دستگیرمون کنن

یکم رب روش سفید بود ولی حرارت از بین بردش

یکم روغن
نمک و ادویه به مقدار لازم یافت شد/اینو بگم که همشون قاطی تو یه نایلون بوده شکرم توشون بود

دو نفر با مرام رفتن همه رو قاطی کردن یه چیزی اوردن... صورت زیبای ظاهر هیچ نیست// ای برادر سیرت زیبا بیار ..در این حد...

اینو بهتون بگم من از تخت اومدم پایین یه نون برداشتم ...
در کمال ..... چیزی نموند
فقط میدونم چندتا ادم که فقط یه حاله ای ازشون دیدم حمله کردن وبه سانی رفتن تو کنج میخوردن
در کمتر از 5 ثانیه تموم شد...
هی اصلا گدایی بده ولی مجبور شدم دیگه گشنم بود فردا هم امتحان...

+بر اساس ضوابط جمهوری اسلامی ایران و حفظ ابرویه شخصی خود دوستان یه چیزایشو سانسور کردم چیه فکر کردی تو این دوره زمونه غذا مفتی به ادم میدن




[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 03:06 ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

نمایش نظرات 31 تا 43
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب