تبلیغات
ژژژژژژژژژژژژیپ

ژژژژژژژژژژژژیپ
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
پیوندهای روزانه
     خاموش کردم توی لیوانت خدایم را شب ها بغل کردم به تو همجنس هایم را
     رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم
     هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم شب ها دراکولای غمگینی که من بودم!
     و عشق، یک بیماری ِ بدخیم ِ روحی بود تنهایی ام محکوم به سـ-کس گروهی بود
     سیگار با مشروب با طعم هماغوشی یعنی فراموشی... فراموشی... فراموشی...
     بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم!
     بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم!
     تنهایی ِ در جمع، در تن های تنهایی با گریه و صابون و خون و تو، خودارضایی
     دلخسته از گنجشک ها و حوض نقاشی رنگ سفیدت را به روی بوم می پاشی!
     لیوان بعدی: قرص های حل شده در سم باور بکن از هیچ چی دیگر نمی ترسم
     پشت ِ سیاهی های دنیامان سیاهی بود معشوقه ام بودی و هستی و... نخواهی بود
     بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم!
     بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم!

p^_^n: و سرانجام تموم شد ....... امتحانها و .......

امروز: مثه اینکه باز پیداتون شد قسمت میدم ول کن مارو حوصله تو ندارم

[ یکشنبه 1 بهمن 1391 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ پسر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب